تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
62
قاعده لا حرج (فارسى)
حكم موجود در شريعت ، عنوان حرجى ندارد . « 1 » به عنوان مثال : روايت ابوبصير بيان مىكند كه با آب بركهاى كه آلوده به ادرار كودكان و سرگين حيوانات است ، مىتوان وضو گرفت ؛ يعنى : حكم وضوگرفتن تا اين حدّ سهل و آسان است . نتيجه آن كه اين روايت بر نفى حكم حرجى دلالت ندارد . پاسخ اشكال صاحب « منتقى الأصول » چند جواب از اين بيان و اشكال وجود دارد ؛ پاسخ اوّل اين است كه ايشان در « منتقى الأصول » روايت « هيثم بن عروة التميمى » كه از نظر سند و دلالت تامّ و صحيح مىباشد را متعرّض نشدهاند . در اين روايت از امام صادق عليه السلام در مورد مردى كه در حال احرام وضو مىگيرد و در صدد اسباغ وضو است و چند مو از ريش او كنده مىشود ، سؤال شده است كه حضرت در جواب فرمودند : « ليس بشىءٍ ، « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » » . « 2 » در بحث دلالى اين روايت بيان نموديم كه « ليس بشىءٍ » به معناى « ليس عليه كفّارة » مىباشد . محرمى كه در روز چند مرتبه وضو مىگيرد اگر قرار باشد به ازاى هر بار كنده شدن مو از بدنش كفّاره دهد ، اين حكم موجب حرج است . به عبارت ديگر ، خودِ حكم وجوب كفّاره در اين مورد حرجى است كه امام عليه السلام آن را با استدلال به آيه شريفه نفى نموده است . بنابراين ، روايت يادشده به خوبى بر نفى حكم حرجى دلالت دارد . پاسخ دوّم : از مجموع ادلّه وارده در قاعده لاحرج چنين استفاده مىشود كه در برخى از موارد اين قاعده نسبت به احكام اوليّه حكومت دارد و در برخى از موارد ديگر دلالت بر عدم جعل حكم حرجى از سوى شارع دارد ، بدون اين كه هيچگونه حكومتى وجود داشته باشد ؛ بنابراين ، لازم نيست كه اين قاعده هميشه دلالت بر رفع يك حكم
--> ( 1 ) . عبارت ايشان اين است : « و في موارد هذه النصوص ليس هناك حكم كذلك بحيث يتكفّل النصّ رفعه و يكون حاكماً على دليله ، بل هي تتكفّل إثبات حكم سهل أو بيان عدم ثبوت حكم متوهّم الثبوت . . . » . ( 2 ) . محمّد بن الحسن الحرّ العاملى ، وسائل الشيعة ، ج 13 ، ص 172 ، باب 16 از ابواب بقيّه كفّارات الإحرام ، حديث 6 .